مطالب ویژه
اطلاع رسانی

جهت دریافت اپلیکیشن اندرویدی دفتر ارتباط مردمی دکتر قاضی زاده هاشمی بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

(دریافت اپلیکیشن)

...مجلس شورای اسلامی، یک مرکز اساسی و تعیین کننده برای انقلاب است، همه سر رشته ­های امور، به مجلس شورای اسلامی بر می­ گردد....مجلس شورای اسلامی، مظهر وحدت ملی و یکپارچگی و اتفاق همه گروه­ ها و قومیت­ ها و سلائق و عقاید است.

...من هیچ تردیدی ندارم و در این معنا هم که مجلس در رأس همه ارگان‌ها واقع است و مجلس، ملت است که متبلور شده است و تحقق پیدا کرده است در یک جای محدود، این هم بی‌اشکال است.

(صحیفه امام ، ج ۱۷، ص: ۲۴۶)


ویژه ها


اخبار حوزه انتخابی
next prev

پیوندهای مفید

متن کامل گفتگوی دکتر قاضی زاده هاشمی در برنامه دست خط سیما

دکترسیّد امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مردم شریف مشهد و کلات وعضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با حضور در برنامه تلویزیونی دست‌خط شبکه 5 سیما، به اظهارنظر حول مسائل مختلف پرداخت که متن کامل این گفت‌وگو بدین شرح می باشد:


از این جا شروع کنیم که می‌گویند صندلی شما در هیات رئیسه صندلی خاصی است، یعنی من خودم تا چند وقت پیش با این که ادعای مجلسی بودن می‌کنیم، نمی‌دانستم مصوبات که شکل می‌گیرد نهایتاً آن چیزی قانون می‌شود که شما می‌خوانید و  قرائت می‌کنید. درست است؟

یکی از دوستان می‌فرمودند که صدای شما قانون است. از این زاویه که ما چیزی به نام «مشروح مذاکرات» داریم. در تفسیر قوانین و در اختلافات قانونی به مشروح مذاکرات مجلس برمی‌گردند. مشروح مذاکرات هم نه هر کسی هر چیزی بگوید، بلکه آن کسی که روی آن صندلی می‌نشیند و قرائت می‌کند، مبنای تفسیر می‌شود؛ حتی در دادگاه‌ها یا دیوان عدالت اداری و جاهایی که می‌خواهند به این مراجعه کنند که قانون‌گذار دنبال چه چیزی بوده است.

و این طور می‌گویند که آن صندلی به علاوه صندلی دیگر، را خود شخص رئیس مجلس انتخاب می‌کند و قرعه‌کشی نیست. درست است؟

بله. فقط همین صندلی من هست که نه انتخاب به این معنا، بلکه تفاهمی اتفاق می‌افتد. معمولاً آقای رئیس محترم مجلس پیشنهاد می‌دهند و بقیه دوستان هم علی‌الاجمال قبول می‌کنند. تا الان اینطور نبوده کسی، چه این دوره و چه دوره‌های قبل، مخالفت کند.

البته هم کار سنگینی است و هم امتحان سنگینی است. ممکن است در جاهایی پیش بیاید که نظر شما چیز دیگری باشد؟ البته من مطمئنم نشده است ولی نظر شما چیز دیگری باشد و مصوبه چیز دیگری دربیاید و استدلالی بکنید چون اگر یک و یا ویرگول هم جابجا کنید، ممکن است معنی فرق کند.

ما آنجا امانت‌دار هستیم. خیلی از مصوبات مجلس است که من قبول ندارم، حتی ممکن است با آن مخالفت هم بکنم و رایزنی هم کنم برای این که تصویب نشود، ولی وقتی تصویب می‌شود از باب امانت‌داری وظیفه داریم عین آن چیزی که به ما سپرده شده را حفاظت کنیم.

فکر می‌کنم نگاه عمومی همکاران ما هم در مجلس و صحن علنی مجلس هم این است که این امانت‌داری اتفاق می‌افتد. اگر از آنها سوال کنید احتمالاً این را به شما منتقل می‌کنند، چون نمی‌تواند غیر از این باشد. بالاخره مسئولیت آدم آنجا سنگین است چون با زندگی آحاد مردم سروکار دارد و خدایی نکرده هر گونه اعمال نظری در آن عواقب این دنیایی و آن دنیایی دارد.

برخی مواقع که ممکن است شما نباشید چه کسی می‌نشیند؟

فقط یک بار اتفاق افتاد که من نباشم، همان یک بار هم دردسرساز شد. (می‌خندد)

برای قانون ایثارگران بود اگر اشتباه نکنم...

بله. همین قضیه سهمیه‌های کنکور بود که الان هم می‌بینید هنوز ادامه دارد و بعد از آن اجازه نمی‌دهند که من نباشم. من حتی مردن و مریض شدن هم ندارم. (می‌خندد)

یعنی سر آن قانون الان «ان ‌قلت» به وجود آمده است؟

الان داستان داریم دیگه. همین قضیه سهمیه‌ها و ۲۵ درصد و ۵ درصد و حق افراد چه می‌شود، مدافعین و مخالفین را می‌بینید که من خیلی وارد جزئیات آن نمی‌شوم، ولی آنجا در قرائت مشکلی پیش آمد که تا آن قرائت حل شود، دو سال طول کشید ولی حل هم نشد باز.

مجلس هشتم و نهم و دهم نماینده بوده‌اید. در این سه دوره کدام دوره را بهتر می‌بینید؟

ببینید، این مجلس قوی‌ترین مجلس در ورود به مقابله با مفاسد اقتصادی نسبت به دوره‌های قبل است؛ در حوزه قانون‌گذاری منظورم است، یعنی بسیاری از قوانینی که مجالس قبل به نتیجه نمی‌رسید همانند اعاده اموال نامشروع، بحث سقف داشتن حقوق و دستمزد، محدودسازی بکارگیری اعضای هیات مدیره در این مجلس بود و البته در دوره‌های قبل، پای نماینده‌هایی در پرونده‌های اقتصادی بود اما چون فرآیند دادرسی مانند این سری نبود که در زمان اتهام، افراد شناخته شوند و شناسانده شوند، اسامی علنی نمی‌شد والا در پرونده امیرمنصور آریا چهار نماینده درگیر بودند، سه نفر در آن پرونده بعداً ردصلاحیت شدند.

چون در مجلس هشتم و نهم کمیسیون اصل ۹۰ هم بودم، در پرونده برادران روزچنگ، در پرونده منصور آریا، در پرونده‌هایی اینچنینی که شروع همه مجلسی است یعنی خیلی از این پرونده‌های مبارزه با مفاسد اقتصادی معروف است که از مجلس شروع شده است، یعنی جمعی از نمایندگان مجلس نامه نوشتند یا کمیسیون اصل 90 نامه نوشته است، چون بعضاً مردم از ما می‌پرسند شما در مقابله با فساد چه می‌کنید؟ ما حاکم شرع که نیستیم. حضرت آیت‌الله فاکر (ره) که بانی آمدن ما به مجلس هشتم هم بودند، با اصرار ایشان در مجلس هشتم کاندیدا شدم، من کمیسیون بهداشت بودم و در ضمن کمیسیون اصل ۹۰ خدمت ایشان بودم. در این پرونده‌ها نمایندگان درگیر بودند، منتهی اسامی آنها مثل الان علنی نشد.

الان چطور شد که علنی می‌شود؟

اجازه‌ای که از حضرت آقا در تغییر آیین دادرسی گرفتند که اولاً دیگر تجدیدنظر ندارند و یکجا پرونده رسیدگی می‌شود و در ایام اتهام هم اسامی علنی می‌شود. قبلاً سین، نون و دال، میم و امثال آن بود. الان علنی بیان می‌شود بنابراین شناخته می‌شوند، دیده می‌شوند که برای فلان نماینده این اتفاق افتاده است.

الان در این دوره دو نماینده سر قضیه ایران خودرو بودند که رئیس مجلس صحبت کردند که آنها برگشتند. وثیقه گذاشتند یا با صحبت بود؟

نه. وثیقه گذاشتند.

همین دو نفر بودند یا کسان دیگری هم هستند؟

حالا پرونده‌های دیگری هم هستند ولی الان به نتیجه نرسیده است، بهتر است بیان نشود.

بدون اشاره نام بیان کنید.

کسان دیگری هم هستند که موضوعات آنها در جریان بررسی‌های اولیه است.

چند نفر می‌شوند؟

آنهایی که من خبر دارم دو سه نفر دیگر هم هستند؛ چون تمام کسانی که در فسادهای اقتصادی بزرگ دست دارند، اینها حتماً سراغ صاحب منصبان سیاسی می‌روند، یا در مجلس و یا در دولت! پرونده‌هایی که من ذکر کردم همانند امیرمنصور آریا و روزچنگ تا الان بیایید، هیچ کدام نبوده ردپایی در یکی از دولتمردان یا مجلسی‌ها یا جمعی از اینها وجود نداشته باشد، چون اگر پشتوانه سیاسی یا پشتوانه اداری نداشته باشند، اساساً کار آنها جلو نمی‌رود. باید در گمرک یا در بانک کسی از اینها حمایت کند که این اتفاق بیفتد.

مثلاً در پرونده دختر وزیر را که این روزها بحث است، یک جمله‌ای بیان شد که غذا و دارو یعنی من! یعنی آن سازمان و بخشی از کارشناسان و مدیران آن آلوده هستند. بنابراین قوه قضائیه به تنهایی نمی‌تواند مسئله فساد را حل کند، اگر دولت و مجلس پای کار نیایند؛ حرف من این است.

یک خبری بیرون آمد که در انتها هم معلوم شد و هم معلوم نشد که خانه نماینده‌ای را در سعادت‌آباد تهران دزد می‌زند که پر از دلار و یورو و رقم‌های کلان بود. این درست بود؟

ما دو تا گزارش از پلیس داریم؛ یعنی دو تا صورتجلسه سرقت داریم. یک صورت جلسه سرقت در شب واقعه داریم که با امضای خانواده آن آقای نماینده هست و آن گزارش اولیه در آن دیده می‌شود. یک صورتجلسه روز بعدش را داریم که با امضای خود آقای نماینده است که آن مبالغ در آن دیده نمی‌شود. من بیشتر از این نمی‌توانم بیان کنم، چون نه پلیس هستم و نه صحنه را دیدم.

ولی بالاخره ناجا هم در این زمینه... البته ناجا تقصیری ندارد.

وقتی اعلام دزدی می‌کنید شما می‌گویید چه چیزی از خانه من دزدی شده است. بنابراین مامورین ناجا هم از خود ننوشته‌اند، کسی به آنها گفته که این مقدار دزدیده شده است. حال آن آگاهانه بود یا غیرآگاهانه بوده ...

در این مجلس چند کار خوب صورت گرفت که یکی از آنها سر قیمت بنزین بود که مجلس محکم ایستاد و این اجازه را به دولت نداد با اینکه فکر می‌کنم تصمیم خودش را گرفته بود.

بله. تمام شده بود.

الان هم دوباره زمزمه‌هایی می‌آید که تصمیم در جلسه سران قوا گرفته شده و ممکن است در شش ماه دوم دولت اجرا کند؛ این درست است؟

بله. این بحث وجود دارد، بالاخره دولت کسری بودجه دارد و بهترین محل تامین آن از محل یارانه‌های پنهان است و ما هم به همین دلیل با آن مخالف هستیم. این که از جیب مردم کم کنیم و بودجه دولت را تامین کنیم را مخالف هستیم. ما می‌گوییم یارانه پنهان باید اصلاح شود نه به این منظور، نه به منظور بزرگ‌ کردن دولت و پرداخت کردن هزینه‌های بی‌حد و حصر در بخش جاری.

در بحث بنزین حرف ما با دولت این بود که ۱۰ درصد ما مصرف‌کننده بیشتر از الگو در بنزین داریم. ما گفتیم که ۹۰ درصد را برای ۱۰ درصد تنبیه می‌کنید؟ چرا کارت بنزین را حذف کردید؟ اگر سیستم کارت بنزین را داشتید آن ۱۰ درصد را شناسایی می‌کردید، اگر موضوع قاچاق است.

اینکه نباید اجازه دهیم قاچاق شود حرف درستی است اما دو روش دارد. یک روش این است که به اندازه‌ای گران کنیم که قاچاق ارزش نداشته باشد، یک راه این است که هوشمند قاچاق را برخورد کنیم. اگر مکانیزمی داشته باشیم که مصرف‌کننده را شناسایی کنیم، معلوم می‌شود کدام مصرف‌کننده بیش از اندازه برداشت می‌کند. باید سراغ آن مصرف‌کننده برویم و ببینیم چرا بیش از اندازه مصرف می‌کند. اگر در کار قاچاق است با او برخورد کنیم. نه اینکه اقتصاد را تنبیه کنیم. چون الان ارزانی انرژی یک امتیاز برای اقتصاد ماست، آن هم در اقتصاد تحت تحریم و تحت فشار! دوم این که مصرف‌کننده نهایی را که عموم مردم هستند، تنبیه کنیم به خاطر اینکه در ظاهر می‌خواهیم قاچاق را کنترل کنیم که اصل قاچاق هم در بنزین نیست، بلکه در گازوئیل است. یعنی باز اگر هدف کنترل قاچاق است باید گازوئیل را سروسامان دهیم. بنابراین، موضوع تامین بودجه است و این روش تامین بودجه را اصلاً به مصلحت نمی‌دانیم.

معلوم است این چه زمانی شروع می‌شود؟

نه. بدنه مجلس که مخالف است حالا باید ببینیم دولت طرحی برای این کار دارد یا خیر.

یعنی باز هم باید در مجلس بیاورد یا اگر در شورای هماهنگی اقتصادی مجوز گرفته باشد نیازی نیست؟

اگر در آن شورا مجوز بگیرد که نیازی نیست به مجلس بیاورد، ولی بالاخره در بودجه سال بعد باید اعداد درآمدهای دولت در بودجه در مجلس به تصویب برسد.

یعنی برای سال بعد در بودجه سال ۹۹ باید بیاید.

بله.

الان هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قطعاً برای آخر سال نمی‌توانند بگذارند چون دوباره به سفرها می‌خورد یعنی باید در این دو سه ماهه باید کار را انجام دهند.

اگر بخواهند اینور سال انجام دهند طبیعتاً باید این ماه‌ها انجام دهند والا برای اردیبهشت ماه می‌شود.

پیش‌بینی عواقب آن روی قیمت‌ها و مایحتاج مردم شده است؟

بنزین اثر نهایی روی قیمت‌ها اثر زیادی نیست؛ خود بنزین به تنهایی منظور است. آنچه خیلی موثر است گاز و برق و گازوئیل است، ولی همین هم چون یک تورم انتظاری ایجاد می‌کند، تورم روانی ایجاد می‌کند، لاجرم قیمت‌ها را بالا می‌برد. بنابراین اقتصاددان‌ها یک محاسبه‌ای می‌کنند و می‌گویند اثر این ۷ درصد است، ۷ درصد هم عدد کمی در تورم ۴۰ درصد نیست و عدد بالایی است، اما این ۷ درصد نرخ محاسباتی است، چقدر تورم روانی با توجه به عدم کنترل بازار، عدم نظارت و درست نبودن شبکه توزیع ما ایجاد می‌کند؟ نمی‌دانیم.

در جایی گفته بودید وقتی کارکنان وزارت نفت به دلار حقوق می‌گیرند و توجیه وزارت نفت این است که چون تحریم است و شرایط سختی است باید انگیزه برای تلاش کردن داشته باشند، بعد از این صحبت شما وزارت نفت یک تکذیبیه صادر کرد که اینطور نیست، ولی باز هنوز شما روی موضع خود هستید؟

خب با مدیر مربوطه آقای زنگنه برخورد کرد که مدیر شرکتی بود که دفتر او در سوئیس بود، ولی در ایران بود و به یورو حقوق می‌گرفت. پرونده و اسناد آن وجود دارد. آن مقطعی هم که عرض کردم ثانوی بود، نامه‌ای بود که نمایندگان به وزارت نفت نوشتند.

مصاحبه من برای بهمن سال قبل بود منتهی تلویزیون با ۵ ــ۶ ماه تاخیر آن را منتشر کرد، چون فاصله افتاده بود همه فراموش کرده بودند. کار بدتری که اتفاق افتاد این بود کارگران زحمتکش روی سکوهای نفت روزمزد با حقوق محدود را مصاحبه کرده بودند! این آخر مغالطه است. مثل این است که بگوییم فساد در هیات مدیره هپکو وجود دارد، بعد بروند از کارگان هپکو سوال کنند که می‌گویند حقوق خود را نگرفتیم، فساد کجا بود؟ یعنی متأسفانه جریان فساد که در دستگاه‌های مختلف وجود دارند، یاد گرفته که مثلاً شما ببینید وضع جامعه کارگری را ببینید و حقوق برخی از مدیران در شستا چقدر است؟ مثال عرض می‌کنم.

هنوز هم؟

هنوز هم اینچنین است. علیرغم این که محددیت قانونی به وجود آمده است. شما همین افشاگری‌هایی که رئیس صندوق بازنشستگی کشوری کرد...

و برکنار شد.

بله. حالا البته باید برخورد می‌کرد علاوه بر اینکه افشاگری می‌کرد. افشاگری تنها فقط برای کسی است که قدرت ندارد و ابزار در اختیار ندارد.

البته ممکن است ایشان بگوید من قدرت و ابزار نداشتم

خب اگر ندارد که باید استعفا کند؛ بگوید من ابزار ندارم. این کاری که در شرکت نفت، رفقای روابط عمومی و کسان دیگر کردند که خیلی کار زشتی به نظر من بود، رفتند با طبقه زحمتکش و گرماخور و به زحمت افتاده را که در جنوب به خصوص کار می‌کنند، مصاحبه کردند که حقوق‌های اندک دارند، بعضاً ۲ تا ۳ میلیون دارند که اینها کارمندان شرکت نفت و وزارت نفت هم نیستند.

بالاخره وقتی تعدادی همکاران نماینده ما که حقوق آنها ۱۰ میلیون تومان است اصرار دارند بروند کارمند وزارت نفت شوند با پیگیری‌های زیاد که اخبار آن هم آمد، حتماً حقوقشان آنجا بیشتر است که چنین اصراری دارند. چه حقوق‌هایی آنجا ذکر می‌شود؟ ۴۰ تومان، ۳۰ تومان، ۲۵ تومان، ۲۳ تومان است. این اعداد بیان می‌شود و هیچ کسی هم تکذیب نکرد. وقتی به آنها دست می‌زنید... من خودم گفتم که یکی از همکاران گفت اگر به ما نرسند بچه‌های ما می‌روند، قطری‌ها می‌برند، اماراتی‌ها و عربستانی‌ها می‌برند. تهدید می‌کنند.

یعنی طرف نماینده بوده، از جایی آمده و نماینده شده و بعد از دوران نمایندگی تلاش کرده که به وزارت نفت برود...

بله. در بیاورید و ببینید چند نفر اینطور هستند. یا خودشان یا بستگان را تحت فشار بردند. در خلوتی این بچه‌های پارلمانی وزارت نفت که در پنهانشان یک حرفی می‌زنند و در آشکارشان یک حرف دیگری می‌زنند، صدا کنید و بگویید چقدر تحت فشار هستید.

الان هم تحت فشار هستند؟

بله. اگر آنجا یک خدمات ویژه و ممتازی دریافت نکنند که کسی اصرار ندارد برود. چرا کسی اصرار ندارد کارمند آموزش و پرورش شود؟ چرا کسی اصرار ندارد کارمند بهداشت و درمان شود؟ چرا کسی اصرار ندارد کارمند ارشاد شود؟ همه می‌خواهند نفتی شوند!

در سال آخر این فشارها روی آنها افزایش می‌یابد.

بله. وقتی فشارها شروع می شود که ردصلاحیت‌ها و رای نیاوردن‌ها اتفاق بیفتد. یعنی یک عده‌ای معلوم شود برای دوره بعد نمی‌توانند نماینده شوند. بیشتر هم می‌شود.

این خیلی بد است.

اینکه کارگر زحمتکش را جلو بیاورید و بگویید دروغ است، زشت است. عرض من این بود که کل بودجه عمومی کشور آن زمان که لایحه بودجه بحث بود ۴۳۰-۴۲۰ هزار میلیارد تومان بود. بودجه سه شرکت وابسته به وزارت نفت بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان بود. یعنی کل دولت اعم از بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، ارشاد، راه و شهرسازی و غیره ۴۰۰ هزار تا دارند و این یک وزارتخانه ۶۰۰ هزار تا دارد. آن وقت اینجا ۵ میلیون کارمند بازنشسته است و آنجا ۱۰۰ هزار نیروی انسانی هست. مقایسه را ببینید.

می‌گویند این سرمایه‌گذاری ماست و می‌خواهیم میادین و چاه بزنیم. می‌گوییم اولاً با پول دولت نباید این کار را بکنید، ثانیاً سرمایه‌گذاری و توسعه عمرانی را بقیه سازمان‌های دولتی ندارند؟ وزارت راه نباید جاده بسازد؟ وزارت بهداشت نباید بیمارستان بسازد؟ آموزش و پرورش نباید مدرسه بسازد؟ ۳۰ سال است که هنوز اساسنامه شرکت نفت علیرغم اینکه در چند قانون برنامه آمده از سوی دولت به مجلس ارسال نشده که مجلس بررسی و تصویب کند. چرا؟

چرا باید وزارت نفت به صورت ضریبی از درآمدهای صادراتی و درآمدی از فروش را برخوردار شود و تنها وزارت‌خانه‌ای است که اینطور است. برخی از سازمان‌ها به علت کمبود بودجه پول برای کار کردن ندارند و تنها در حدی که حقوق بدهیم پول داریم. یعنی فرد حقوق می‌گیرد که کار نکند، به سر کار می‌رود و برمی‌گردد. واقعاً اینطور است.

چند شرکتی که مانند صندوق بازنشستگی و شستا اشاره کردید، آمار دارید که هیات مدیره‌ها چقدر حقوق می‌گیرند؟

اینها یک سقف حقوق دارند که طبق قانون انجام می‌شود، ولی یک پاداش پایان سال دارند که این پاداش پایان سال بر اساس قانون تجارت دریافت می‌کنند که چند برابر حقوق‌های آنهاست.

با آن پاداش‌های آخر سال یعنی حقوق‌های نجومی عملاً انجام می‌شود؟ با شکل و شمایل دیگر.

آن سقفی که گذاشته شده به صورت واقعی رعایت نمی‌شود. موردی اصلاح مسائل مسئله ما را حل نمی‌کند. ما ساختار حقوق و دستمزد را در کشور کلاً باید تغییر بدهیم. الان ساختار حقوق و دستمزد مبتنی بر «شغل» است. شما یک شغلی کسب کرده باشید چقدر کار می‌کنید با چه بهره‌وری و چقدر ارزش افزوده تولید می‌کنید، حقوقتان مهم نیست. در حالی که باید پرداخت دستمزد، تولیدمحور باشد. چقدر ارزش افزوده تولید می‌کنید که برای آن باید دستمزد بگیرید؟ سهم شما در تولید ارزش چقدر است؟ این وجود ندارد. الان در خیلی از کشورهای دنیا کل خدمات اجتماعی به دو عامل داده می‌شود. جدیداً چینی‌ها این را شروع کردند؛ آمده‌اند رتبه‌بندی اجتماعی می‌کنند. حضور شما و موثر بودن شما در ایجاد سرمایه اجتماعی را رتبه می‌دهند که یک بخشی هم اقتصادی است. یک بخشی که نظامات سرمایه‌داری هستند هر کسی مالیات بیشتری می‌دهد، هر کسی حساب شفاف‌تری دارد، هر کسی با دولت صادقانه‌تر برخورد می‌کند، کارآفرین‌تر است، واجد امتیاز می‌شود.

نکته بعدی نظام‌های مالیات‌گیری است. نظام‌های مالیات‌گیری اجازه نمی‌دهند عده‌ای از یک سقفی بیشتر رشد کنند. نظام‌های مالیات‌گیری در کشور ما دقیقاً برعکس عمل می‌کند. باید مالیات را از ثروت بگیریم، در حالی که مالیات از تولید می‌گیریم. نباید از شرکت‌های تولیدی مالیات بگیریم، از بخش تولید نباید مالیات بگیریم؛ از انباشت ثروت باید مالیات بگیریم.

الان ما استیضاح وزیری را داریم یا کسی در دستور کار هست؟

همیشه استیضاح چند وزیر در دستور کار هست ولی تلاش می‌شود چون آخر دوره مجلس هست، صحبت می‌شود و جلساتی توسط یکی از اعضای محترم هیات رئیسه که معمولاً آقای وکیلی و آقای یوسف‌نژاد هستند، با طرفین گذاشته می‌شود که مسئله حل و فصل شود.

الان برای کسی مطرح است که جلساتی گذاشته شود؟

بله.

برای کدام وزیر است؟

حالا بماند. (با خنده)

خبر آن آمد ولی در ذهن من نمانده که کدام وزیر است.

چند وقت قبل، مسئله وزیر کشور مطرح بود، وزیر جهاد کشاورزی همیشه در دستور کار دائماً هست. پرونده آن همیشه در دستور مجلس قرار دارد.

سیاست‌های اقتصادی دولت متناسب با دوران دو بحران نیست، بحران نقدینگی که داریم و بحران مضایق بین‌المللی در حوزه تامین مالی که داریم. این را شما بیان کردید.

بله.

واقعاً متناسب نیست؟

نه، متناسب نیست. دولت دقیقاً عکس عمل می‌کند.

الان دقیقاً نقدینگی ما چقدر است؟

 الان به من آخرین عددی که اعلام کردند از مرز «دو هزار هزار میلیارد تومان» گذشته است.

دو هزار هزار میلیارد تومان! یعنی بیشترین نقدینگی در ...

بله. وقتی روازنه سود بانکی پرداخت می‌کنیم، ۸۵ درصد منابع بانکی ما سود تسهیلات سپرده هستند و نظام بانکی ما سود پرداخت می‌کند، در اقتصاد رکودی و منفی؛ سود دادن وقتی کل اقتصاد مفنی است به چه معنی است؟ یعنی شما جعل اعتبار می‌کنید، خلق پول می‌کنید. همین طور اقتصاددان‌های باهوش می‌فهمند که چند سال دیگر دوباره جهش قیمت داریم؛ روشن است دیگر.

وقتی ارزش پول ملی مرتب در حال نزول هست، با خلق نقدینگی جدید معلوم نیست چند سال دیگر دولت باز مجبور باشد به خاطر اینکه بدهی‌ها را کنترل کند دست از سر کنترل ارز بردارد؟ این دولت تا آخر دوره خود کنترل کند، دولت بعدی باید چه کار کند؟ هر دولتی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب و یا غیره بیاید. یعنی به جای اینکه برویم و در حوزه بین‌المللی راه را جستجو کنیم که دوستان ما این چنین می‌کنند، اصل آن چیزی که در کشور کار دست ما می‌دهد بحران نقدینگی است.

در همان فقره بحران صندوق‌های مالی، سه بار به آقای رئیس‌جمهور بیش از ۲۰۰ نماینده نامه نوشتیم. یا دو بار یا سه بار بود و ذکر کردیم این سیاست‌های شما ایجاد خطر می‌کند و این تیم اقتصادی شما هم به درد نمی‌خورد. آقای رئیس‌جمهور تا دقیقه آخر مقاومت کرد. اگر قیمت اینطور بالا نمی‌پرید شاید به آقای سیف هم دست نمی‌زد. حتی گفتیم همین نامه‌ای که اقتصاددان‌های اصلاح‌طلب به شما نوشتند که حضرت آقا هم اشاره کردند، گفتیم همین ۶ یا ۷ موضوعی که اینها به شما توجه دادند را عمل کنید. همان‌ها را عمل کنید و این کار را نکردند.

خصولتی‌ها اقتصاد کشور را به گروگان گرفته‌اند

اولاً اینکه حدود مالکیت دولتی، مالکیت عمومی و مالکیت خصوصی باید معلوم شود. کجا باید دولت مالک باشد، کجا بخش عمومی و کجا بخش خصوصی مالک باشد. سقف این مالکیت‌ها چقدر است؟ آیا یک فرد می‌تواند صاحب تمام زمین‌های تهران شود؟ شاید پول داشته باشد و خانه‌های همه مردم را بخرد. باید اجازه دهیم مالک کل تهران یک نفر شود؟ یا نه، باید مکانیزمی داشته باشیم که مالکیت آزاد باشد اما حد و سقف داشته باشد؛ در بخش خصوصی.

بعد این نسبت مالکیت‌ها چه اثری بر کلیت اقتصاد دارند؟ این رعایت نشده است. چون رعایت نشده اقتصاد نیمه فشل دولتی را تبدیل به اقتصاد نیمه فشل خصولتی کردیم. اینها آنقدر بزرگ شده‌اند که اجازه نمی‌دهند بخش خصوصی واقعی و بخش عمومی واقعی و تعاونی واقعی رشد کند. رقابت با آنها بی‌معنی است.

پشت آن هم سودهای فراوان است...

بله. چرا باید از




ارسال شده در مورخه : جمعه، 10 آبان ماه، 1398 توسط admin  چاپ مطلب

جمعه، 10 آبان ماه، 1398 بازدید:37 نظرات 
 
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

 

مرتبط باموضوع :

 عملکرد دولت در زمینه اقتصاد مقاومتی قابل دفاع نیست  [ چهارشنبه، 16 فروردين ماه، 1396 ] 857 مشاهده
 اموالم را در سامانه قوه قضائیه ثبت کرده‌ام  [ شنبه، 11 آبان ماه، 1398 ] 36 مشاهده
 عبور از عارف به ضرر اصلاح‌طلبان می‌شود  [ پنجشنبه، 2 شهريور ماه، 1396 ] 1167 مشاهده
 قاضی‌زاده هاشمی: مشکل کشور در تاکتیک و روش نیست  [ پنجشنبه، 19 مهر ماه، 1397 ] 509 مشاهده
 
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب